مطالب علمی درموردرشته کشاورزی(علوم دامی)
کمک ومشاوره دانشجویان علوم دامی
شنبه بیست و ششم آذر 1390 :: 0:37 ::  نويسنده : سعید

بیماری ویروسی انگور

بیماری ویروس برگ باد بزنی انگور

ویروس بادبزنی مو         GFLV Gravevine fan leaf virus

تاریخچه و پراکندگی:

بیماری برگ بادبزنی قدیمیترین بیماری شناخته شده Vitis vinifera  است. وجه تسمیه آن به دلیل بدشکلی های خاصی است که در برگ به وجود  می آید. بدین ترتیب که سینوس دمبرگ برگهای مبتلا باز می شود ولی رگبرگهای اصلی برگ به طور غیر معمول جمع می گردد و مجموعاً برگ حالت بادزن باز شده به خود می گیرد.ویروس برگ بادبزنی مو در آسیا، افریقا، کانادا، اروپا، نیوزلند، امریکای شمالی و جنوبی و استرالیا تشخیص داده شده است شدت بیماری برگ بادبزنی بسته به میزان تحمل ارقام مو نسبت به ویروس فرق می کند ارقام حساس به شدت آلوده می شوند و در آنها زوال پیشرونده، کاهش محصول (تا 80% خسارت ) و کیفیت پائین میوه، کوتاه شدن عمر باردهی تاکستان، پایین آمدن درصد موفقیت در پیوند زدن، پائین آمدن توانایی ریشه دهی قلمه ها و کاهش مقاومت نسبت به عوامل نامساعد محیطی دیده می شود.این ویروس در تمام سال به فعالیت خود ادامه می دهد.              

عامل بیماری:

ویروس برگ بادبزنی مو از جنس Nepovirus و از خانواده Comoviridae می باشد. پیکره ویروس جور قطر (Isometric)، زاویه دار با قطر حدود mm 28 می باشد. RNA ویروس از نوع ssRNA  می باشد و ژنوم دو بخشی شامل دو نوع مولکول RNA تک رشته ای در ذرات مجزا است و با وزن مولکولی (1.4*106 , 2.4*106 , ) تشکیل شده که هر دو رشته برای ایجاد آلودگی لازم است. پروتیین پوششی یک پلی پپتید با وزن مولکولی 54000 است و ژن کد کننده آن روی رشته کوچکتر RNA قرار دارد. به آسانی از طریق مایه زنی شیره گیاه منتقل می شود ولی با بذر انگور انتقال پیدا نمی کند. این ویروس در بعضی گیاهان علفی آزمایشی بذرزاد بوده در گرده این گیاهان و نیز در گرده مو وجود آن مشخص شده است. میزان طبیعی GFLV منحصراً گونه های جنس Vitis است؛ دامنه میزبانی آزمایشی این ویروس نسیتا وسیع و شامل متجاوز از 30 گونه گیاه متعلق به هفت خانواده است.   جداشده های GFLV حتی وقتی از مناطق جغرافیایی دور از هم نیز باشند از نظر آنتی ژنیک یکنواخت هستند. اخیرا فقط یک واریانت سرولوژیکی طبیعی از این ویروس پیدا شده است. همه جداشده های GFLV رابطه دور سرولوژیکی ویروس موزایک آرابیس (ArMV )دارند. تشخیص سرولوژیکی ویروس نشت دو طرفه آگار، ELISA ، یا روش تلفیق سرولوژی و الکترون میکروسکوپی مقدور است. تغییرات ساختمانی یاخته های آلوده به GFLV در میزبانهای طبیعی یا ازمایشی، مشابه تغییراتی است که سایر اعضای جنس نپوویروسها ایجاد می کنند. این تغیرات عبارتند از : تشکیل اندامهای ویژه درون سلولی، ایجاد برجستگیهای روی دیواره سلولی، ساختمانهای لوله ای حاوی ویروس،است.

نشانه های بیماری:

بیماری برگ بادبزنی به علت واکنشهای مختلف میزبان نسبت به عامل بیماری، با سه نوع نشانه مشخص می شود.

 در نوع اول که ”بد شکلی مسری “ نام دارد، برگها به شدت و به طور متنوع تغییر شکل می دهند، غیر متقارن شده، و چین می خورند وتضاریس حاد نشان می دهند. گاهی لکه های رنگ پریده موزاییکی نیز همراه با بد شکلی شاخ و برگ نیز دیده می شود. شاخه های سبز نیز بد شکل می شوند، انشعابات غیر عادی و گرههای مضاعف تولید می کنند، فاصله میانگره های آنها کوتاه می شود و حالت کتابی و زیگزاک به خود می گیرند. تعداد و اندازه خوشه ها کاهش می یابد، رسیدن میوه نامنظم می شود، رنگ دانه ها تغییر می کند، تعداد دانه روی هر خوشه نیز کاهش می یابد. نشانه های روی شاخ و برگ در اوایل بهار بروز در سراسر فصل رشد ونمو گیاه باقی می ماند، هر چند در تابستان تا حدودی به حالت مخفی در می آید.

 در نوع دوم علائم  که ”موزاییک زرد“ نام دارد، در اوایل بهار رنگ زرد کرومی براق روی تمام اندامهای رویشی تاک (برگها، شاخه های سبز، پیچکها و گل آذینها) بروز می کند. این تغییر رنگ در برگها از چند لکه زرد متفرق – که بعضی اوقات به صورت حلقه یا خط می شوند– تا موزاییک گسترده رگبرگها یا فواصل بین آنها تا حتی زردی تمام برگ، متغیر است. در بهار، تاکهای مبتلا در تاکستان از دور قابل تشخیص هستند. برگ و سرشاخه ها بدشکلی زیادی از خودنشان نمی دهند، ولی خوشه ها کوچک و حبه ها  تغییر رنگ می دهند. در مناطق گرم، قسمتی از اندامهای گیاه که در تابستان می روید رنگ سبز طبیعی دارد و قسمتهای زرد شده قدیمی، سفید و سپس محو می شوند.

 در نوع سوم یا ”رگبرگ نواری “ ، در آغاز نقاط یا لکه های زرد کرومی در طول رگبرگهای اصلی برگهای کامل شده بروز کرده سپس به نواحی بین رگبرگها سرایت می کند. این تغییر رنگ معمولاً روی تعداد معدودی از برگها و در اواسط یا اواخر تابستان ظاهر می شود. برگهای رنگ باخته بد شکلی کمی از خو.دشان می دهند. بار درخت کم شده، خوشه ها نامنظم تشکیل می شوند و مقدار محصول گاهی به صفر می رسد.

 وجود ”ترابکولها “ یا رشته خای درون سلولی از نشانه های داخلی مشخص کننده در موهای مبتلا به برگ بادبزنی است. ترابکولها عبارتند از میله های شعاعی که از فضای بین دیواره سلولهای اپیدرمی، پارانشیمی، آبکش،و چوبی عبور می کنند. قسمت داخلی این میله ها از جنس پکتین بوده که با یک غلاف سلولزی احاطه شده و با قشری از لیگنین، سوبرین، یا کوتین (بسته به نوع بافتی که در آنجا تشکیل می شود) پوشیده شده است. این تشکیلات ویژه در شاخه های چوبی شده مخصوصا در میانگره های پایینی به سهولت قابل مشاهده بوده برای تشخیص بیماری بسیار ارزنده است.    

علایم:

علائم در این بیماری به این صورت است که زاویه بین رگبرگ ها کم شده و برگ ها حالت فن یا بادبزن را به خود می گیرد از علائم دیگری که بوجود می آید لکه های زرد رنگ روی برگ ها بوجود می آید .کم شدن فاصله بین برگها روی شاخه ها ؛ عدم رسیدن همزمان میوه به روی خوشه ؛ از دیگر علائم این بیماری است .  این بیماری توسط نماتود Xiphinema index    و همچنین از طریق قلمه و پیوند قابل انتقال هستند .روی پایه های مبتلا شاخه های کوتاه و برگها می شوند.روی برگها لکه هایی ظاهر شده و میوه های ریز خوشه در اوایل فصل می ریزند گاهی حبه های انگور بی دانه میشوند.

چرخه بیماری و اپیدمیولوژی:

ارتباط ناقل با ویروس:GFLV با نماتدهای خانواده Longidoridae یعنی Xiphinema index Thorne & Allen و X.italiae Meyl از تاکی به تاک دیگر منتقل می شود. یک بار تغذیه مختصر از گیاه آلوده برای انتقال دادن ویروس کافی است. وقتی نماتد X.index ویروس برگ بادبزنی مو(GFLV) را از ریشه تاکهای مبتلا به بیماری اخذ کرد این ویروس تا هشت ماه (بدون اینکه به گیاهان میزبان دسترسی داشته باشد) یا تا سه ماه (وقتی که نماتد از گیاهان مصون به ویروس تغذیه کند) در بدن نماتد باقی می ماند. ویروس عامل بیماری در لایه کوتیکولی مجرای مری نماتد ناقل مستقر می شود. مطالعات انجام شده در آزمایشگاه نشان می دهد که نماتدهای جوان سنین مختلف و بالغ هر دو گونه X.index و X.italiae قادر به انتقال عامل بیماری هستند ولی ناقل عمده این ویروس در طبیعت X.index است.

 بقا و انتشار ویروس : ویروس برگ بادبزنی مو نمی تواند به طور طبیعی به فوصل دور انتشار پیدا کند، زیرا ناقل آن حرکت محدود دارد. انتقال این بیماری به نقاط دور دست عمدتابا مواد ازدیادی آلوده صورت می گیرد. انتشار فاجعه آمیز این بیماری در سراسر جهان در سالهای آخر قرن نوزدهم یعنی از موقع ورود پایه های آمریکایی تاک مقام به فیلوکسرا به اروپا، اتفاق افتاد. گمان می رود که در اروپا قبل از این تاریخ، GFLV و ناقل یا ناقلان آن در مناطقی که به طور سنتی مو کاری می شده محدود بوده است. انتشار بیماری به فواصل نزدیک با نماتدهای ناقل انجام می گیرد که به علت محدودیت حرکتشان عامل مهمی در پخش ویروس محسوب نمی شوند. مثلاً، نژاد موزاییک زرد GFLV نمی تواند بیش از 3/1 تا 5/1 متر در سال توسعه پیدا کند. به علاوه، ویروس در دانه گرده وجود دارد ولی با بذر انگور پخش نمی شود و در بین علفهای هرز نیز میزبان طبیعی ندارد. به همین جهت تنها منبع طبیعی این ویروس، خود تاک است . ریشه تاک سالها بعد از حذف تاک در خاک زنده می ماند از این رو هر ریشه محتوی ویروس برگ بادبزنی که منبع تغذیه X.index باشد می تواند در سالهای بین بیرون آوردن تاکهای کهنه و غرس نهالهای جدید، منبع آلودگی مو در زمین باشد

                                         Xiphinema index

   رده  Denophinema                        راسته                   Dorylaimida         

  خانواده Longidoridae                       جنس                    Xiphinema              

  گونه Xiphinema.inde

این گونه 8-7میلیمترطول دارند. منافذ آمفید دارای  شکل های پهن و کیسه ی آمفید به شکل قیف و کوتاه است. استایلت در آنها بزرگ می باشد بلند بودن استایلت در آنها این اجازه را می دهد که بتوانند بیشتر به داخل بافتهای گیاهی نفوذ کرده و به بافتهای آوندی دسترسی پیدا کنند.گونه X.indexعمدتاً از نوک ریشه تغذیه کرده و ایجاد گالهای کوچک می نماید. X.index، می تواند ویروس برگ بادبزنی مو را در مدت 15 دقیقه بگیرد و آن را در همین مدت به گیاه سالم انتقال دهد. ویروس در پوشش مری این نماتدجایگزینی می کند. این نماتد به صورت خنجری می باشد.

مبارزه:

مبارزه با نماتود عامل بیماری زا – تهیه قلمه های سالم با ترامو تراپی ( حرارت درمانی ) هم می توان با این بیماری مبارزه کرد . ضد عفونی خاک با بکار گیری متیل بروماید به نسبت 400 تا 800 کیلو در هکتاریکماه قبل از موستان در مبارزه علیه این بیماریموثر است.

مدیریت کنترل:

درمدیریت بیماریهای ویروسی معمولا پیشگیری می کند تا درمان آن.

 کنترل زراعی :

 استفاده از علفکش های سیستماتیک برای از بین بردن ریشه های قدیمی در عمق بالای 2 متر و استفاده از شخم عمیق خاک تا عمق 30 تا 60 سانتیمتر باعث افزایش سرعت مرگ ریشه ها می شود. و سومین روش استفاده از گرما می باشد که باعث از بین رفتن ریشه ها می شود. این روش زیاد کاربرد ندارد زیرا گرما مورد نیاز بسیار زیاد می باشد به همین دلیل صرفه اقتصادی ندارد. روش دیگر انتخاب یک تناوب زراعی مناسب (6-5 سال) باعث کاهش جمعیت نماتد ها می شود. از بین بردن ریشه های آلوده به ویروس در تاکستان ها. همچنین از ورود لوازم و تراکتورها از زمین های آلوده به زمین های سالم جلوگیری بکنیم.

کنترل شیمیایی:

 ضد عفونی کردن خاک توسط Methyl bromid  یا  1,3-Dicholoropropene برای از بین بردن ریشه های قدیمی و آلوده تا عمق 2 تا 5/1 متری خاک مؤثر است این روش همه گونه های نماتد را در بالای 2 تا 5/1 متر، هنگامی که درست استفاده شود تا 9/99% کاهش می دهد   1,3-Dicholoropropene  C3H4CL2فرمول شیمیایی

نام تجاری Telone  ،   L 100% این سم در خاک کم دوام است.

 ارقام مقاوم:

استفاده از ارقام مقاوم به ویروس همچون  Vitis vinifera , V.rotundifolia  می تواند در کنترل ویروس  مؤثر باشد.

عنوان مقاله:
تشخيص سرولوژيكي و مولكولي و تعيين فراواني ويروس برگ بادبزني مو در تاكستانهاي ايران(زکی.م وایزدپناه.ک)


بيماري ويروسي برگ بادبزني مو يكي از بيماريهاي مهم ومخرب مو در سراسر دنيا ميباشد.عامل بيماري
Grapevine fanleaf virus (GFLV) از جنس Nepovirus است و با نماتود Xiphinema index انتقال مي يابد. به منظور تعيين پراكنش و علائم شناسي بيماري از تاكستانهاي استانهاي فارس، كهگيلويه و بوير احمد و آذربايجان غربي به صورت تصادفي نمونه برداري شد. آلودگي نمونه ها با آزمون اليزاي مستقيم با استفاده از گاما گلوبولين يا F(ab)2 تهيه شده از آنتي سرم جدايه آمريكايي GFLV تعيين شد. تعدادي از نمونه هاي آلوده نيز در آزمون PCR با استفاده از آغازگرهاي اختصاصي GFLV بررسي شدند. نتايج حاصل از اليزاي 1018 نمونه از نقاط مختلف كشور بيانگر گسترش وسيع GFLV در اكثر موكاري هاي مورد مطالعه بود. شهرستان بوانات در شمال استان فارس با 54 درصد آلودگي، آلوده ترين منطقه بود و ميزان آلودگي در ساير مناطق بين 21 تا 37 درصد تغيير ميكرد. علائم در موهاي آلوده شامل موزائيك، بددشكلي برگ، باز شدن سينوس دمبرگ، رگ نواري، موزائيك زرد، كوتاهي ميانگره ها و كوتولگي، دوقلو شدن جوانه ها، تنك شدن خوشه و عدم يكنواختي حبه ها و زوال مزمن گياه بود ليكن اغلب نمونه ها بدون بروز علائم خاصي آلوده بودند. در آزمون PCR از نمونه هاي آلوده باند 320bp شبيه باند حاصل از جدايه آمريكايي همانند سازي گرديد. نتايج حاصل از اين تحقيق بيانگر بومي بودن GFLV در ايران و گسترش احتمالي آن از اين منطقه به ساير نقاط جهان است.

ابداع روش ردیابی ایزوله های ویروس برگ بادبزنی مو(سخندان .ن)(بی نام)

دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز هدف از اجرای این طرح پژوهشی را امکان ردیابی و پیشگیری از بیماری برگ بادبزنی مو اعلام کرد و گفت: درختچۀ مو که بطور وسیع در شمال غرب کشور کشت می شود در معرض تهدید بیش از چندین نوع ویروسی بوده که از میان آنها ویروس برگ بادبزنی مو، یکی از مهمترین بیماری ها در این گیاه ایجاد می کند.به گفته دکتر سخندان بشیر وجه تسمیۀ این بیماری، شبیه شدن برگ های مو به شکل بادبزن دستی می باشد که در اثر باز شدن سینوس برگ و کنگره دار شدن کناره های برگ اتفاق می افتد.وی با بیان اینکه این ویروس گسترش جهانی دارد، گفت: با توجه به مشاهداتی که قبل از اجرای این طرح انجام شده بود وجود این ویروس در تاکستان های شمال غرب کشور بویژه استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل مورد توجه قرار گرفته بود و از آنجا که پیشگیری در مورد بیماریهای ویروسی به دلیل فقدان درمان شیمیایی مؤثر، مقدم بر درمان می باشد در این تحقیق در صدد برآمدیم با ابداع روش مناسبی امکان ردیابی این ویروس را فراهم آوریم.وی با بیان اینکه مهندسی ژنتیک و انتقال ژن ویروس به گیاه مؤثرترین راه کنترل بیماری ویروسی در گیاهان به شمار می رود، گفت: در این راستا با توجه به اینکه کاربرد روش های مهندسی ژنتیک مستلزم شناسایی دقیق عامل بیماریزا از نظر تنوع ژنتیکی آن می باشد بر همین اساس مبادرت به انجام این تحقیق با استفاده از این روش شد. دکتر نعمت سخندان بشیر با اشاره به برخی ویژگی های این ویروس خاطرنشان کرد: از آنجا که این ویروس به مانند بیشتر ویروس های دیگر از طریق مواد تکثیر گیاهی مانند قلمه قابل انتقال به درختچۀ های دیگر مو می باشد ردیابی و شناسایی این ویروس مهم است چرا که در غیر این صورت باغداران با عدم آگاهی از وجود ویروس اقدام به تکثیر قلمه های آلوده خواهند کرد کاری که در گذشته منجر به شیوع ویروس ها از جمله همین ویروس مو شده است. دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به روش کار در این تحقیق اشاره کرد و گفت: برای انجام این تحقیق طی مشاهدات از تاکستان ها، نمونه های مشکوک جمع آوری و با آزمون سرولوژیک (ELISA) با استفاده از آنتی بادی ویژۀ این ویروس مورد غربال قرار گرفت تا نمونه های آلوده معلوم گردند و آنگاه RNAکل از گیاهان آلوده خالص سازی و مورد آزمون تکثیر اسیدنوکلئیک در لولۀ آزمایش (RT-PCR) با آغازگرهای ویژۀ ژن های پروتئین فرضی (HP)، حرکتی (MP) و پوششی (CP) قرار گرفت. وی افزود: در این تحقیق بهینه سازی های زیادی انجام گرفت تا اینکه بالاخره ژن های مورد هدف جداسازی و تکثیر شدند که پس از کلون سازی آنها، ترادف یابی نوکلئوتیدی (sequencing) بر روی آنها انجام گرفت و توالی های مربوطه در بانک ژن به ثبت رسیدند. به گفته دکتر سخندان این توالی ها بالغ بر 50 مورد (accession) می باشند که کد دسترسی به آنها در مقالات منتشرۀ این تحقیق در دسترس پژوهشگران قرار دارد.وی در ادامه به ابعاد مختلف نتایچ این تحقیق اشاره کرد و گفت: این تحقیق منجر به ابداع روش مولکولی RT-PCR برای ردیابی ایزوله های ویروس GFLV از شمال غرب کشور شد که از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و از آنجا که این روش مولکولی حتی ویروس را با مقدار 10 نانو گرم نیز در بافت گیاه ردیابی می کند آن را از این بابت دارای اهمیت خاصی می کند.مجری این طرح پژوهشی به بررسی تنوع ژنتیکی این ویروس اشاره کرد و گفت: این تحقیق به خوبی نشان داد که طبق فیلوژنی های رسم شده، این ویروس متمایز از سایر ایزوله های آن از سایر نقاط دنیا هستند و این بدان معناست که این ویروس ها بصورت مستقل از سایر ایزوله های ویروس تکامل پیدا کرده اند و این در واقع با نظریۀ نشأت گرفتن این ویروس در ایران مطابقت دارد.وی با بیان اینکه ژنهای پروتئین های حرکتی و پوششی این ویروس که طی این تحقیق کلون و ترداف یابی شدند زمینه را برای تولید آنتی بادی های نوترکیب در برابر این ویروس مهیا کرد، گفت: هم اکنون در آزمایشگاه ویروس شناسی و مهندسی ژنتیک تحقیقات در جهت تولید چنین آنتی بادی ها در راستای تکمیل نمودن تحقیقات در حال انجام می باشد که با تولید چنین آنتی بادی ها، صرفه جویی ارزی عظیمی در جهت تهیۀ آنتی بادی ها که امروزه با قیمت زیاد از کشورهای اروپایی و آمریکا وارد می شوند، خواهد داشت.وی افزود: نتایج بدست آمده در این تحقیق به ما کمک کرد میزان تنوع ژنتیکی این ویروس را در منطقه ارزیابی کنیم که بالغ بر 15% می باشد. در نتیجه، سازۀ ژنی به منظور کنترل این ویروس بایستی شامل توالی اجماع (consensus) باشد تا بتواند درختچۀ مو را در برابر تمام ایزوله ها ویروس در منطقه حفاظت کند.

به گفته دکتر این اولین مطالعۀ جامع این ویروس در ایران بود بطوری که مورد توجه جوامع علمی جهانی نیز قرار گرفت بطوریکه نتایج این تحقیقات در قالب سه مقالۀ ISI و یک مقالع علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسید و علاوه بر آن، در نشست های علمی کشوری و منطقه ای از جمله نشست اپیدمیولوژی بیماری های ویروسی در هند ، نشست های انجمن مطالعه بیماری های ویروسی و شبه ویروسی مو (ICVG) در استلنبوش آفریقای جنوبی و لیژون فرانسه نیز نتایج بصورت سخنرانی های علمی ارایه شد.

دکتر سخندان با بیان اینکه برای اجرای این طرح بالغ بر 270 میلیون ریال هزینه شده است افزود: این طرح طی مدت سه سال به اجرا در آمده و پس از اتمام طرح نیز تحقیقات در قالب پروژه های دانشجویی پیگیری شده است.

 

 منبع:

((سخندان .نعمت وهمکاران). ابداع روش ردیابی ایزوله های ویروس برگ بادبزنی مو. دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشگاه تبریز ۱۳۸۹/۰۵/۲۰(به نقل از خبرگذاری مهر)

(زکی.محمدوایزدپناه .کرامت). عنوان:تشخيص سرولوژيكي و مولكوليو تعيين فراواني ويروس برگ بادبزني مو در تاكستانهاي ايران .فصلنامه بيماريهاي گياهي.1389. سال سي و نهم، شماره 3-4 پياپي 156

بیماری ویروسی ویروئید

وروئيد لكه زرد مو(GYSVd) :Pospiviroidae

هجنس: Apscaviroid

 گونه: Grapevine yellow speckle viroid

اندازه: درGYSVd- 1366 تا 369 نوكلئوتيد و در GYSVd- 2363 نوكلئوتيد

ویروئیدها رشته ای از RNA هستنند که فاقد پوشش یا کپسید می باشند. ویروئیدها از بیماری زاهای مهم در گیاهان به شمارمیروند..

تاریخچه:

 اين بيماري اولين بار در سال 1972 توسط تايلور و وودهام در استراليا شرح داده شد. ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی وانگور تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنهابرجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی میباشد.

 علائم بیماری:

با توجه به اين كه اين بيماري در مناطق و اقليمهاي مختلف رشد مي كند و علائم متفاوتي نشان مي دهد ولي علائم بارز و مشخص آن ايجاد لكه هاي زرد رنگ و پراكنده در سطح برگ مي باشد و همچنين رگبرگ نواري را مي توان در سطح برگ مشاهده كرد.

عوامل بيماري

دو مولكول RNA حلقوي بسيار نزديك به هم مرتبط با بيماري لكه زرد مو مي باشند. وقتي كه RNA استخراج شده از درخت انگور به خيار و گوجه فرنگي مايه زني شود، آلودگي ممكن است صورت پذيرد ولي ويروئيد در انها قادر به همانندسازي و تكثير نخواهد بود. اين دو ويروئيد به طور مستقل قادر به اجاد بيماري لكه زرد در انگور مي باشند.

ويروئيدGYSVd- 1اولين بار توسط كلتونو و رضائيان در سال 1988 از رقم "كابرنت فرانك"جدا شد. ويروئيدGYSVd- 2نيز اولين بار توسط كلتونو و رضائيان در سال 2989 از رقم "كيوتو" كه بر روي پايه رقم " دوگريج" پيوند زده بود و علايم بيماري لكه زرد را نشان مي داد، جدا شد. در ايران نيز اين دو ويروئيد، توسط زكي عقل و ايزدپناه در سال 1383 از تاكستانهاي استانهاي فارس ( شهرستانهاي بوانات، ميمند و شيراز) و آذبايجان غربي ( شهرستان اروميه) گزارش شده است.

 

 براي تشخيص اين بيماري شاخص هاي مختلفي وجود دارند كه عبارتند از:

1.شاخص انتقال پيوند: براي اين روش از ارقام اروپايي Mataro و Mission استفاده مي شود كه در اينها علائمي شبيه به علائم ايجاد شده در انگور است ولي نامنظم اند.

2.شاخص انتقال به  ميزبانهاي ديگر: GYSVd به طريق مكانيكي به خيار و سويا منتقل مي شود ولي در آنها علائمي نشان نمي دهد. ديگر ويروئيدهاي انگور پاتوژنهاي گوجه فرنگي، خيار Gynuraaurantiacهستند و در انها علائم نشان مي دهند.

3. شاخص الكتروفرز ژل پلي آكريلا ميد ( Acrylamide): اين شاخص مطمئن نيست لذا فقط به طور آزمايشي براي شناسايي ويروئيد لكه زرد مو و ديگر ويروئيدهاي انگور بكار مي روند كه طرز عمل آن شامل استخراج DNA، متمركز ساختن است.

4. شاخص تجزيه مولكولي: روش مولكولي براي شناسايي ويروئيدهاي انگور به كار مي رود.

 ساختمانهاي ثانويه ويروئيد:

اين ويروئيد داراي ساختمانهاي ثانويه مي باشد كه 5 ناحيه را دارا مي باشد  اين5 ناحيه عبارتند از:

1.      ( Central conserved region: CCR

2.      ناحيه بيماري زا (Pathogenic region: P)

3.      ناحيه متغيير (Variable region: V)

4.      ناحيه انتهايي سمت راست ( Terminal right region: TR)

5.     ناحيه انتهايي سمت چپ (Terminal left region: )                     

                                                                                              
عنوان: شناسايي و تعيين برخي خصوصيات مولكولي ويروئيدهاي مو

 

به منظور تعيين ويروئيدهاي مو دراستانی نمونه برداري از تاك هاي داراي علائم مختلف يا بدون علائم

در چند نقطه انجام شد. از بافت برگ نمونه ها نوكلئيك اسيد كل استخراج و با استفاده از آغازگرهاي اختصاصي ويروئيدهاي گزارش شده مو، با روش RT-PCR بررسي شد. محصول پي سي آر پس از همسانه سازي تعيين ترادف شد. نتايج نشان داد كه تاك هاي مورد بررسي به ويروئيدهاي لكه زرد شماره 1 مو (GYSVd1)، لكه زرد شماره 2 مو (GYSVD2)، كوتولگي رازك (HSVd) و ويروئيد استراليايي مو (AGVd) آلوده هستند. بيشترين ميزان آلودگي در نمونه ها مربوط به GYSVd1 و كمترين آن مربوط به AGVd بود. در هيچ موردي آلودگي به ويروئيد اگزوكورتيس مركبات ديده نشد. جدايه هاي GYSVd1 از لحاظ ترادف و ساختمان ثانويه ناحيه بيماري زايي مشابه اعضاي تيپ دوم اين ويروئيد و همراه با علائم لكه زرد بودند. در آلودگي توام اين ويروئيد با ويروس برگ بادبزني مو بر شدت علائم افزوده مي شد. در ساختمان ثانويه جدايه هاي GYSVd2 و HSVd بيشترين تفاوت با ساير جدايه ها در نواحي بيماري زايي و انتهاي سمت چپ مشاهده شد. ويروئيد استراليايي مو (AGVd) براي اولين بار از ايران گزارش مي شود. جدايه ايراني اين ويروئيد داراي خصوصيات بيولوژيكي و مولكولي متفاوتي نسبت به ساير جدايه ها و بيشترين تفاوت آن مربوط به ساختمان ثانويه ناحيه بيماري زايي بود.

 

زكي عقل،م و ايزدپناه .كرامت اله. شناسايي و تعيين برخي خصوصيات مولكولي ويروئيدهاي مو. فصلنامه بيماريهاي گياهي ، سال چهل و ششم1389.شماره3(183)

 

ترگ خوردگی مو

 

بیماری منشا ویروسی دارد و بر روی درختان میوه و انگور مشاهده می شود.

نشانه های بیماری:

با ابتلا به این بیماری بر روی چوب قسمت تنه تاکهای آلوده ترکهای طولی بوجود می آید، پوست این قسمت از تاک نیز حالت اسفنجی به خود گرفته و ترکدار می شود و محل اتصال پیوندک به پایه شدیدا متورم می شود. نهالهای آلوده شدیدا ضعیف شده و میزان باردهی انها کاهش پیدا می کنند.

انتقال:

انتقال این بیماری از طریق تکثیر غیر جنسی تاک انجام می گیرد.

مبارزه:

استفاده از اندامهای عاری از ویروس جهت کاشت و تکثیر در کنترل این بیماری موثر است.

 

منبع:(اهری.ا.هوشنگی.ا).بیماری درختان میوه وانگور.1373.انتشارات دانشگاه ارومیه.400 صفحه

دوستان نظریادتمن نره

بیماری قارچی انگور

بیماری سفیدک حقیقی یاسطحی

سفیدک سطحی مو (انگور)

---------------------------------------------------------------------------

 

عامل بیماری:  فرم جنسی   Uncinula necator

                  فرم غیر جنسی  Oidium tuckeri

علائم:

علائم این بیماری در حبه های انگور بصورت لکه های نکروتیک شبکه ای ظاهر شده که بتدریج از کپک سفید پوشیده شده و شکاف بر می دارند، در برگها بصورت نقطه های نکروتیک، لکه های بیرنگ شفاف و کپک پودری سفید خاکستری در سطح فوقانی نمایان می شود. محور اصلی خوشه و دم میوه علفی، نکروز شده و شاخه های جوان به سبب آلودگی، رشد نامنظم داشته و کوتاهتر و ضعیف می باشند.

بیولوژی:

  فرم جنسی پاتوژن یک آسکومیست و فرم غیر جنسی یک دئوترومیست است. پاتوژن بصورت میسلیوم روی شاخه ها و همچنین بصورت اندامهای جنسی(کلیستوتسیوم) در برگ های ریخته شده پای درختان زمستان گذرانی می کنند. در فصل بهار آلودگی توسط میسلیوم شروع می شود. از میسلیوم های  موجود در سطح میزبان کنیدیوفور های حامل کنیدی ها منشا می گیرند و کنیدی ها پس از جدا شدن از کنیدیوفور ها توسط باد و دیگر ناقلین جابجا شده و آلودگی بدین صورت در فصل بهار و تابستان انتشار می یابد. آلودگی در دمای ۳۵-۵ درجه سانتی گراد و در رطوبت بالای ٪۳۰ امکان پذیر است. دمای اپتیمم برای آلودگی ۲۵ درجه سانتی گراد است. باران سبب توقف فعالیت پاتوژن می شود.

تاریخچه پیدایش:

سالها تصور می‌کردند که اصل و مبدا سفیدک حقیقی مو از آمریکا است ولی طبق بعضی از شواهد و مدارک موجود مبدا آن از سرزمین ژاپن است. ابتدا چنین به نظر می‌رسید که در اروپا این بیماری چندان مورد توجه واقع نمی‌شده است. بطور کلی این بیماری از لحاظ تاریخی یکی از قدیمی‌ترین بیماری قارچی است در اواخر قرن گذشته شدیدا به تاکستانهای فرانسه حمله کرده است.

تاریخچه پیدایش بیماری در ایران:

 

در ایران برای اولین بار در فاصله سالهای 1251-1250 این بیماری در ارومیه دیده شده است. همچنین طبق اطلاعات کسب شده ابتدا در نواحی مرکزی ارومیه بروز کرده و بعدا به سایر نقاط شمالی و غربی و جنوبی و بعضی نقاط دیگر سرایت کرده است.

مناطق انتشار در ایران:

در ایران بیماری سفیدک مو در نقاط آذربایجان ، خراسان و اطراف تهران ، زنجان ، اراک ، قزوین ، اصفهان ، ارومیه ، فارس ، کاشان ، کرمانشاه ، گلپایگان ، خرم آباد ، محلات و بطور کلی در کلیه استانهای ایران در تمام نقاط انگورخیز ایران به چشم می‌خورد.

مبارزه زراعی:

مبارزه زراعی عبارت است از انتخاب پایه‌های مقاوم به بیماری. رسپس های آمریکایی به این بیماری نسبتا مقاوم بوده و خیلی بندرت آثار بیماری را نشان می‌دهند. خاصیت ابتلا به بیماری سفیدک در گونه‌های آمریکایی تقریبا صفر است. بنابراین می‌توان با استفاده از این گونه‌ها و واریته‌های مشتق از آنها کاملا از بیماری جلوگیری کرد. امروزه در بیشتر بنگاههای کشاورزی آمریکا و فرانسه مشغول ایجاد و تهیه گونه‌های هیبرید مقاوم به این بیماری هستند و تاکنون قدمهای موثری در این راه برداشته شده است.

مبارزه شیمیایی:

شدت خسارتی که به وسیله بیماری سفیدک مو بوجود می‌آید موجب شده است که یک سلسله تحقیقات موثر دامنه‌داری از نظر مبارزه عملی و اطمینان‌بخش انجام می‌گیرد. برای این کار از ترکیبات و مواد شیمیایی مختلفی استفاده به عمل آمده است که می‌توان به گوگرد ، الوزال ، کاراتان اشاره کرد.


بیماری سفیدک داخلی(کرکی یاکاذب)

تاریخچه:

سفيدك كركي مو براي اولين بار در جهان درسال 1837 توسط schweinitz درآمريكاي شمالي روي موهاي وحشي مشاهده و ثبت گرديد. بيماري با انتقال پايه‌هاي مقاوم به فيلوكسرا از امريكا به فرانسه و اروپا منتقل شد. شدت خسارت درفرانسه به حدي بود كه صنعت شرابسازي را به ركود كشانيد. بيماري در ايران براي اولين بار درسال 1325 توسط اسفندياري گزارش شد.

 

عامل بیماری:  

ریسه قارچ عامل بیماری زا Plasmopara viticola  بدون جداره عرضی بوده و فقط حیف های پیر آن  ممکن است گاهی دارای جداره عرضی باشند . قطر ریسه از یک تا 60 میکرون متغییر است فرم جنسی آن اوسپور و فرم غیر جنسی آن زئسپور نام دارد .این بیماری در مناطقی که رطوبت بالاست شیوع دارد . سفیدک داخلی به برگ ها ؛ میوه ها و شاخه ها ی مو صدمه می زند و در اثر مرگ بافت مورد حمله خسارت بیماری ممکن است به 50 تا 75 درصد محصول برسد یا اینکه آن را به طور کلی نابود کند .

علایم:

علايم بيماري روي شاخه، برگ، گل، حبه و سرشاخه هاي جوان مشهود است ولي بارزترين نشانه هاي بيماري روي خوشه ديده مي شود و بيشترين خسارت هم از آلودگي خوشه ها ناشي مي شود.روي سطح حبه هاي آلوده علايم به راحتي قابل تشخيص است. پوشش سفيد متمايل به خاکستري (بور) روي حبه ها به خصوص در اطراف دم گاه آن ها که توده ميسليوم و کنيدي هاي قارچ عامل بيماري است، به وجودمي آيد. زير پوشش ياد شده در سطح پوست حبه ها لکه هاي نکرونيک ديده مي شود که رنگ آن ها قهوه اي متمايل به تيره است. صدمه قارچ به پوست و نکروز شدن آن ها باعث ترکيدگي حبه ها مي شود و راه نفوذ قارچ هاي ديگر را فراهم مي سازد. حمله بيماري به دانه  ها در اوايل تشکيل باعث ريزش زياد از حد حبه هاي تازه تشکيل شده و خوشه تنک مي شود آلودگي خوشه ها موجب ريزش حبه ها، کثيف شدن و ترکيدگي آن ها مي شود و گاهي همراه با پوسيدگي و ترکيدگي همراه است.نشانه هاي بيماري روي تمام قسمت هاي سبز درختان به خصوص روي برگ ها، جوانه ها وخوشه ها ديده مي شود. برگ ها از همان ابتدا تا موقعي که به طور کامل برسند، مورد حمله قرار مي گيرند، ولي وقتي طول آن ها بين 2 تا 3 سانتي متر باشد بسيار حساس است و با افزايش سن برگ ها از حساسيت آن ها کاسته مي شود. نخستين علايم بيماري روي برگ به طور معمول در سطح بالايي آن ظاهر مي شود. لکه هاي بيماري معمولا در وسط و گاهي در حاشيه پهنک به صورت لکه هايي رنگ پريده بروز مي کند و خيلي زرد است و حالت شفاف روغني به خود مي گيرد. در سطح زيرين برگ در محل لکه هاي روغني در هواي مرطوب، لکه هايي پيدا مي شود که سطح آن ها پوشيده از قارچ است و حالت کرکي و پنبه اي دارد. پهنک برگ در محل لکه ها خيلي زود قهوه اي مي شود و اندام هاي غيرجنسي خشک موجب انهدام قسمت هايي از پهنک برگ مي شود. برگ هاي مسن اگر مورد حمله قرار گيرد لکه ها کوچک و زاويه دار مي شود و برگ حالت موزائيکي به خود مي گيردحبه هاي انگور از همان اوايل پيدايش تا وقتي اندازه آن ها به 5/2 تا 3 ميلي متر مي رسد آلوده مي شود. حبه هاي بزرگ معمولا مورد حمله قرار نمي گيرد و چنان چه آلوده شود قهوه اي، چروکيده و خشک مي شود. سرشاخه هاي مبتلا، ضخيم و بدشکل مي شود و ممکن است انتهاي آن ها پيچيدگي پيدا کند و روي آن ها پوشش سفيد قارچ ظاهر  شود که مانند ديگر اندام ها باعث قهوه اي شدن و خشک شدن آن ها مي شود. عامل بيماري قارچي به نام Plasm opara viticola است.

چرخه بیماری:عامل سفیدک مو زمستان را به صورت اووسپور در داخل برگ های مرده و گاهی در میوه و شاخه مرده می گذراند.در برخی از نقاط قارچ ممکن است زمستان را به صورت ریشه در شاخه های آلوده نیز بگذراند.برگ های مرده در زمستاه می پوسند و اووسپور ها را آزاد می کنند . در شرایط بارانی فصل بهاراووسپور ها به وسیله باران و یا باد بر روی گیاهان منتقل شده اند و یا در سطح خاک هستند جوانه می زنند .  اسپوری که دراثراین جوانه زدن تولید می شود؛ زئسپور هایش با آب و باد به برگ های خیس نزدیک به سطح خاک منتقل می شوند و آنها را آلوده می کنند. رخنه قارچ از طریق روزنه های زیر برگ انتقال پیدا می کند ؛ سپس ریسه در داخل فضا های بین سلولی برگ منتشروبا فرستادن هوستوریم های کروی به داخل سلول ها مواد غذایی خود را کسب می کنند ریسه ها به رشد خود ادامه داده و وقتی که فضای خالی بین روزنه ها در زیر ایجاد می شود درپشت برگ تولید توده ای از قارچ می کند . ضمن پیشرفت بیماری سلولهاپلاسمیده گشته از بین می روند وهیف ها توسط باد و باران پخش وبه گیاهان مجاور انتقال پیدا می کنند . وقتی اسپورانژیوم ها در سطح خیس برگ قرار می گیرند جوانه زده سپس از طریق روزنه ها آلودگی های ثانویه را بوجود میاورند.

مبارزه:

زهکشی تاکستان به منظور کاهش رطوبت وهرس سر شاخه های آلوده  وجمع آوری و زیر خاک کردن یا سوزاندن برگ ها  واستفاده از واریته های مقاوم  واستفاده از قارچکشهای کاپتان زینب مانب و محلول بردو

مبارزه شیمیایی:

 مبارزه شيميايي در مناطقي که بيماري شيوع دارد بهترين روش مبارزه است. قارچ کش هاي معدني مانند نمک هاي مس، دي تيوکار بامات ها و گروه فتالميدها به عنوان سم پاشي هاي پيش گيري کننده توصيه مي شود. قارچ عامل بيماري در برابر اين قارچ کش ها مقاومت نشان نمي دهد و مدت دوام قارچ کشي آن 7 تا 10 روز است.2 گروه از قارچ کش هاي سيستميک روي سفيدک داخلي مو بسيار موثر است. وقتي آن ها را به کار ببريم وارد گياه مي شود و 3 خاصيت دارد. بر اثر بارندگي قارچ کش ها از بين نمي رود، خواص معالجه کنندگي دارد و بالاخره اندامي که بعد از سم پاشي تشکيل مي شود از آلودگي به بيماري آن ها جلوگيري مي کند. فواصل مصرف آن ها حدود 14 روز است. فسفو تيل آلومينيوم و متالاکسيل از اين 2 گروه است مصرف مداوم اين قارچ کش ها باعث ايجاد مقاومت در قارچ عامل بيماري مي شود بنابراين نبايدچند سال پشت سر هم تنها از اين قارچ کش ها استفاده کرد.

كنترل:

1_كاپتان wp 50 % و 3 درهزار

2_زينب wp 80 % و 3-2.5 درهزار

3_مانب wp 80 % و 2.5- 2 درهزار

توصيه‌ها: نوبت اول سمپاشي قبل از گلدهي و تكرار آن هر 10- 7 روز بر اساس نياز انجام شود. هرس   

سبز در كاهش بيماري موثر است..


سفیدک پودری انگور

 

سفيدک پودری انگور (سياه بور) Grapevine powdery mildew

تاریخچه:

بيماری برای اولين بار درسال ۱۸۴۵ درناحيه بريتانيای کبير در گلخانه‌های Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده. شديدترين اپيدميهای آن مربوط کشورهای اروپايی به خصوص کشور فرانسه، اسپانيا وايتاليا است که دربعضی ازسالها محصول تاکستانها را به کمتر از يک چهارم کاهش داده است. بيماری در ايران برای اولين بار درسالهای ۵۱- ۱۲۵۰ در رضائيه مشاهده شده است. اکنون بيماری در تمام نقاط انگورخيز کشور ديده می‌شود.

عامل:

عامل بيماری قارچ Uncinula necator است که ميسليوم قارچ کاملاً سطحی است و مواد غذايی خود را بوسيله هاستوريم(مکه) تأمين می‌نمايد؛ همچنين اين مکه‌ها برای تثبيت قارچ درسطح نبات بکار می‌رود. زمستانگذرانی قارچ به صورت ميسيليوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پريتسيوم نيز می‌باشد.

علائم:

علائم کپک پودری عبارتند از : مناطق قرمز لکه دار بر روی ساقه خفته است. روی برگها ، علائم اولیه به عنوان لکه chlorotic بر روی سطح فوقانی برگ ظاهر می شود. نشانه های پاتوژن به نظر می رسد بعد از یک مدت به عنوان سفید ، میسلیوم وابسته به تار است. به عنوان اسپور تولید می شوند ، مناطق آلوده را در ظاهر سفید ، پودری و یا گرد و خاکی را. میوه و rachises پاتوژن به نظر می رسد به عنوان سفید ، توده های پودری است که ممکن است تمام سطح دانه را استعمار می کند. علائم کپک پودری را می توان بر روی شاخ و برگ، میوه و قطعات گل و ساقه دیده می شود. کپک معمولا به نظر می رسد برای اولین بار به عنوان تکه های نزدیک به سفید یا سفید مایل به سبز پودری در undersides از برگ های پایه است. ممکن است Mottling آنها یا اعوجاج از برگ ها به شدت آلوده، و همچنین برگ در پیچش یا حلقه زنی و پژمرده شود. شاخه های جانبی بسیار حساس است. شکوفه های آلوده ممکن است.

شدت بيماری:

 موقعی که جوانه‌ها متراکمند يا رطوبت بالاست و جاهای که سايه‌دار است بيشتر است. در اثر حمله قارچ کيفيت و کميت ميوه کاهش يافته، همچنين باعث حساسيت درخت به سرما می‌شود. قارچ به ميوه، برگ، خوشه، جوانه، پيچکها، دم ميوه و شاخه‌های جوان حمله می‌کند. در اثر حمله پوششهای سفيد و خاکستری روی اندامهای گياه دیده می‌شود. در روی برگ لکه‌هایی محدود را ايجاد می‌کند که در آخر فصل اين لکه‌ها نکروزه می‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث ترکيدن ميوه می‌گردد وپيش از آنکه غوره‌ها به نصف اندازه حقيقی برسند می‌ريزند. ميوه‌های رسيده مورد حمله قارچ قرار نمی‌گيرند. خوشه‌های سفيدک زده کمی سياه و سبک هستند. اگر بيماری هنگام گل و قبل از آن شديد شود گلها می ريزند و دانه تشکيل نمی‌شود. حبه‌ها کوچک مانده و رشد نمی‌کنند و آبدار نمی‌شوند غالباً حبه‌ها ترک خورده و می پوسند. سفيدک مو درشرايط خشک بدون ترک خوردن باعث زودرسی انگور می‌شود. درهوای مرطوب شکافها روی انگور یا غوره زود پيدا می‌شود .

دوره زندگی:

قارچ کپک پودری به عنوان cleistothecia (کوچک، گرد، بدن باردهی سیاه و سفید) درروی پوست، بر روی ساقه، میوه ، وهم چنین بر روی برگ های روی زمین. اسپور (ascospores) از cleistothecia در زمستان وبهار بعداز بارش حدود حداقل 2.5 میلی مترباران آزادمیشود.. که میتواند  دلیلی برای عفونت اولیه باشد. اسپور نیاز به حداقل 12-15 ساعت پس از رطوبت مداوم در 10-15 ° C آلوده در حال توسعه بافت گیاه نیاز دارد.

کنترل فرهنگی :

 ۱.مدیریت چترهای زهکشی هوا که برای افزایش نفوذ نورو از بین بردن شاخه های جانبی در چترهای متراکم .و در صورت لزوم حذف برگ ها در منطقه باردهی

   2. استفاده از سیستم های آبیاری (قطره ای و یا میکرو جت) ؛
   3. مدیریت آبیاری وهم چنین آبیاری بیش از حد منجر به قدرت بیش از حد و بیماری های بالقوه بالاتر است.
   4. انتخاب ارقامی که کمتر در معرض کپک باشد

 کنترل:

۱_ گوگرد ميکرونيزه ———- kg90- 60 در هکتار
مبارزه با گوگرد در ۳ نوبت انجام می‌شود. نوبت اول در ۷- ۶ برگی جوانه‌ها به ميزان ۱۵-۱۰ کيلوگرم. نوبت دوم بعد از ريختن گلبرگها و بسته شدن دانه به ميزان ۳۰-۲۰ کيلوگرم و نوبت سوم ۲۰-۱۵ روز بعد به ميزان ۴۰-۳۰ کيلو، در صورت انبوهی تاکستان تا ۶۰ کيلوگرم قابل افزايش است.
۲- سولفور(الوزان- کوزان) wp80-90 % و ۴-۳ درهزار
۳- دينوکاپ(کاراتان) FN-57 wp 18.25 % و ۱ درهزار
۴- پنکونازول(توپاز) EW 20 % و ۰٫۱۲۵ درهزار
۵- هگزاکونازول(انويل) SC 5 % و۰٫۲۵ درهزار
۶- نوآريمول(تريمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار
توصيه‌ها:

 دينوکاپ در نوبت اول که هوا خنکتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی که هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بين بردن علفهای هرز ، جهت کاهش رطوبت و تهويه باغ در کاهش بيماری موثر است.

منبع:

1:رایت و همکاران ،. (12 مارس 2002). فیزیولوژیکی و مولکولی بیماری شناسی گیاهی ، 57.

2: ABCD Maloy ، اوتیس و Inglis ، دبرا (1993) کپک پودری ، دانشگاه واشنگتن فرمت ، بیماری های گیاهان زراعی واشنگتن.

پوسیدگی خاکستری انگور

 عامل بیماری: cinerea Botrytis

 عل یم بیماری:

در اواخر بهار لکه های متعددوپراکنده میگردد.به رنگ قرمز در برگها ایجاد می شود. لکه ها غالبا در سطح رویی برگ ودر بین رگبرگها ایجاد می گردند. زمانی که اندازه لکه ها به 2 تا 3 میلیمترمی رسد به رنگ قهوه ایی خاکستری با حاشیه ی سیاه در می آ یند.

Phyllostcta در سطح لکه ها پیکنیدیوم های جنس به صورت نقاط سیاه به شکل حلقه نزدیک به حاشیه لکه های قهوه ای ایجاد می گردند.

روی شاخه- پیچک – دمبرگ - محوراصلی و رگبرگها لکه هایی فرو رفته به رنگ بنفش مایل به سیاه ظاهر می شوند و حاوی پیکنیدیوم های پراکنده هستند.

لکه ها روی حبه های انگور نیز در زمانی که رشدشان به نصف رسیده باشد بوجود می آیند.

این لکه ها در ابتدا تقریبا سفیدند ولی به زودی با یک حلقه قهوه ای با حاشیه سیاه احاطه می شوند.پیکنیدیوم های سیاه نیز در سطح لکه های حبه انگورایجاد می گردند.در نهایت تمام حبه ها به سرعت پوسیده و چروکیده شده و به رنگ سیاه در می آیند.

شکوفه های جوان معمولا بسیار حساس به عفونت است. یک یا شکوفه های متعددی در یک خوشه ممکن است مبتلا شود. انفجار (BROWNING و خشک کردن) که ممکن است گسترش به پایین  وساقه گل.که باعث عفونت میوه میشود. که تصویر را که بزرگ ترمیبینیدانگار به سرعت در حال رشداست.. میوه های آلوده باقی مانده بر روی گیاه معمولا خشک ، "مومیایی" و تبدیل شدن به تحت پوشش با خاکستری، اسپورها میگردد. گرد.

بحرانی ترین دوره برای استفاده از قارچ کش برای کنترل کپک خاکستری در طول شکوفه است. این نکته مهم به خاطر داشته باشید که با توجه به قارچ کش برنامه های کاربردی برای کنترل این بیماری مهم است.

کنترل:

• انتخاب یک سایت کاشت با زهکشی خوب خاک و گردش هوادر. گیاهان باید در معرض نور مستقیم خورشید باشد.. ردیف بوته با جهت باد غالب باعث ترویج خشک شدن سریع تر از شاخ و برگ و میوه.میشود.

• لایه خوبی از مالچ کاه (یا مواد دیگر) بین ردیف ها و یا در اطراف  ریشه گیاهان بریزید.که میتواند به عنوان یک حفاضی بین خاک وگیاه باشد.

• فاصله مناسب از گیاهان و زمان بندی برنامه های کاربردی کود نیز مهم هستند. برنامه های کاربردی بیش از حد کود نیتروژن ، به ویژه در بهار قبل از برداشت، می تواند مقادیر بیش از حد شاخ و برگ متراکم تولید می کنند. سایه میوه توسط شاخ و برگ ضخیم مانع از خشک شدن سریع میوه در طول دوره مرطوب و ایجاد شرایط ایده آل برای توسعه بیماری می باشد.

• کنترل خوب علف هرز بسیار مهم است. علف های هرز جلوگیری از حرکت هوا در تاج پوشش بوته میکند. این زمان خشک کردن گل و میوه جات را کند می کند و احتمال عفونت را افزایش می دهد.. جمع آوری از تمام میوه های بیماراز میوه های سالم رو انجام بدید.. دسته میوه با مراقبت برای جلوگیری از کبودیبیشترومهار آن هم. در یخچال به سرعت در 32 تا 50 درجه فارنهایت قارچ کپک و قارچ به رنگ.

• قارچ کش ها، ابزار مدیریت بیماری های مهم در کشت تجاری هستند.، اما به طور کلی موثر واقع نمیشوند.


 پوسیدگی سیاه انگور

عامل بیماری: Guignardia bidwellii

درانگور پوسیدگی سیاه و سفید در شرق آمریکای شمالی نشات گرفته است ، اما در حال حاضر در بخشهایی از اروپا ، امریکا ، جنوبی و آسیا رخ می دهدکه می تواند باعث از دست دادن محصول کامل در آب و هوای مرطوب و گرم ، شود ، اما عملا ناشناخته در مناطق با تابستانهای خشک است

علایم بیماری:
در اواخر بهار لکه های متعدد گرد و پراکنده به رنگ قرمز در برگها ایجاد می شود. لکه ها غالبا در سطح رویی برگ ودر بین رگبرگها ایجاد می گردند. زمانی که اندازه لکه ها به 2 تا 3 میلیمتر می رسد به رنگ قهوه ای یا خاکستری با حاشیه ی سیاه در می آ یند.

Phyllostct در سطح لکه ها پیکنیدیوم های جنس به صورت نقاط سیاه به شکل حلقه نزدیک به حاشیه

لکه های قهوه ای ایجاد می گردند.روی شاخه- پیچک – دمبرگ - محوراصلی و رگبرگها لکه هایی فرو رفته به رنگ بنفش مایل به سیاه ظاهر می شوند و حاوی پیکنیدیوم های پراکنده هستند.

لکه ها روی حبه های انگور نیز در زمانی که رشدشان به نصف رسیده باشد بوجود می آیند.

این لکه ها در ابتدا تقریبا سفیدند ولی به زودی با یک حلقه قهوه ای با حاشیه سیاه احاطه می شوند.پیکنیدیوم های سیاه نیز در سطح لکه های حبه انگورایجاد می گردند.در نهایت تمام حبه ها به سرعت پوسیده و چروکیده شده و به رنگ سیاه در می آیند.

چرخه بیماری:

زمانی که هوا مرطوب است ، ascospores تولید و در سراسر بهار و تابستان منتشر شد باعث عفونت اولیه است. قارچ پوسیدگی سیاه و سفید نیاز به آب و هوای گرم برای رشد مطلوب نیاز دارد. آب و هوای خنک رشد آن را کند می کند. یک دوره 2 تا 3 روز پس از باران ، نم نم باران ، و یا مه نیز مورد نیازاست برای عفونت.تحقیقات نشان داده است که ascospores منبع مهمی از عفونت اولیه در بهار هستند. بهار در خلال آب و هوای مرطوب ، pycnidia "در بافت های آلوده جذب آب و conidia فشرده خارج میشه.. " Conidia نیزدر صورت تصادفی اتفاقی با آ ب باران میتواند هر گونه بافت جوان را در کمتر از 12 ساعت در دمای بین 60-90 درجه آلوده است.

، ضایعات قهوه ای نسبتا کوچک بر روی برگ های آلوده توسعه  میابد.و در عرض چند روز بدن کوچک سیاه و سفید کروی مانند(pycnidia) از آنها برآمده میشود.. طویل ضایعات سیاه و سفید بر روی دمبرگ بیشتر میشه.و در نهایت ممکن است این اندام ، کمربند مانندباعث آسیب دیده برگ wilt.Shoot ودر نهایت باعث ایجاد عفونت شود. این ضایعات ممکن است به شکستگی ساقه توسط باد ، و یا در موارد شدید ، ممکن است کشتن شاخه های جوان altogether4 بیانجامد

عفونت میوه جدی ترین مرحله از این بیماری است و ممکن است منجر به از دست دادن قابل توجه اقتصادی میشود. که در نهایت انگور به چروک شدن و تبدیل به سخت بدن مانند کشمش سیاه تبدیل میشود.

 مبارزه:

- سمپاشی موستان ها در سه بار با به کارگیری بنومیل یا فربام دو درهزار درست قبل از شکوفه دهی و بلا فاصله بعد از شکوفه دهی وهمچنین دوهفته بعد از سمپاشیدوم بیماری را کنترل می کند.

کاپتان فولیت تریادیمفون و قارج کشهای مسی نیز علیه اینبیماری موثرند.

منبع:
. بروس، مایک الیس، و Celeste Welty. "میوه غرب میانه راهنمای انگور است.". دانشگاه ایالتی اوهایو و دانشگاه پردیو.27اکتبر.2010. 201

بیماری آنتراکنوز مو

http://www.inra.fr/hyp3/images/6032091.jpg

تاریخچه:

بیماری آنتراکنوز مو یکی دیگر از بیماری های انگور می باشد,لکه های مشخصی روی دانه های انگور ایجاد می نماید که به همین جهت به آن پوسیدگی چشم پرنده ای (Bird's eye rot)نیز گفته می شود.مدرکی از پلینی(Pliny)در دست است که این بیماری در قرن اول در ایتالیا شیوع داشته است.در فرانسه در یک کلکسیون بیماری های گیاهی ,نمونه ای از این بیماری وجود دارد که در سال 1839 جمع آوری شده است.از سال 1900 مطالعاتی توسط کارشناسان آمریکا و اروپا انجام گردید که بیشتر مطالعات انجام شده مربوط به ویالا(Viala) و پاکوتت(Pacottet) در فرانسه می باشد که در سال های 1904 و 1906 منتشر گردیده است.این بیماری در آمریکا شیوع دارد ,ولی واریته کونکورد(Concord) که در بیش تر نواحی کاشته می شود مقاومت کاملی در برابر این بیماری داشته و به ندرت به آن صدمه وارد می شود .این بیماری علاوه بر اروپا و آمریکا در جنوب آفریقا ,استرالیا و زلاند جدید نیز شیوع دارد.

 عامل بیماری:

عامل بیماری قارچی است به نام Gloeosporium ampelophagum ,کنیدی های قارچ عامل بیماری تک سلولی ,بی رنگ,تخم مرغی یا کشیده و به اندازه 3-2*6-5 میکرون می باشد.کنیدی ها در تمام دوره فصل رویشی به استثنای هنگامی که هوا بسیار مرطوب است تشکیل می شود.مرحله ی جنسی قارچ را در بهار در داخل شانگرهایی که روی شاخه های بریده و افتاده وجود دارند می توان پیدا کرد.آسکوکارپ ها کوچک و به صورت اندام های سیاه بوده که آسکها را در خود فرا گرفته اند .آسکوسپورها بی رنگ,دارای سه جدار عرضی و 4/5-4*16-15 میکرون اندازه دارد.

علائم بیماری:

این بیماری به تمام قسمت های هوایی و جوان مو صدمه می زند.روی قسمت های سبز گیاه در وهله اول لکه های قهوه ای رنگ کمی گود که از حاشیه برآمده تیره ای احاطه شده به وجود آمده و رشد می کند.این قسمت ها با تمام برگ های مبتلا خشک شده و سوخته به نظر می آید,همچنین روی جوانه های پیرتر بیماری به قسمت های داخلی پیش رفته چوب را خراب کرده و جوانه ها به زودی خشک می شود.شکل خارجی لکه ها روی ساقه هاس جوان بیضی و در طول محور ساقه کشیده اند.بالاخره رشد این لکه ها به وسیله طبقه ی چوب پنبه ای محدود می شود.اغلب از آنجایی که قسمت های مبتلا قادر نیستند رشد طبیعی خود را ادامه دهند در اثر رشد و نمو قسمت های سالم ساقه ها شکل طبیعی خود را از دست می دهند. همچنین روی دمبرگ ها و پیچک های مو زخم هایی شبیه لکه های فوق دیده می شود. روی برگ ها لکه ها در مرحله ی اول شباهت زیادی به لکه های روی جوانه ها داشته ولی به زودی بیماری تمام ضخامت برگ را فرا می گیرد.لکه ها روی برگ مدور بوده و در صورتی که برگ خیلی جوان باشد قسمت های مختلف شکل طبیعی خود را از دست می دهند.روی حبه ها بیماری به شکل لکه های گرد قهوه ای رنگی که از حاشیه تیره ای احاطه شده ظاهر می شوند و اغلب ممکن است چند لکه باهم ارتباط پیدا کرده لکه ی بزرگ نامنظمی را به وجود بیاورند.خسارت بیماری حبه ها اغلب منحصر به تولید این لکه ها روی پوست بوده و قسمت های داخلی حبه رشد طبیعی خود را کرده و سالم می ماند.تخمدان های جوان هم قبل از اینکه گل ها کامل شوند ممکن است آلوده گردند.

مبارزه:

در مناطقی که احتمال شیوع بیماری می رود بایستی اقدام به کاشت واریته های مقاوم مو نمود.بنابر گزارشات موجود واریته های آمریکایی کنکورد((Conord, Delaware,Moore's Early,Niagara در مقابل آنتراکنوز مقاوم در حالی که واریته های Campbell Early,Catavaba,Norton,Diamond,Champion حساس هستند.از بین واریته های مقاوم نیز واریته Concord بیش از همه مقاوم و خیلی به ندرت ممکن است مبتلا به آنتراکنوز شود.در بعضی از مناطق دیگر جهان نیز گزارشاتی در این مورد انجام گرفته است.مثلا ً از آفریقای جنوبی گزارش شده که واریته های Muscadel, Sultana و Walthan cross بسیار حساس می باشد,در صورتی که واریته های Ferdinand de lesseps و Golden Queen مقاوم هستند و واریته های Raisin blanc,Stein,Gros Colman خیلی به ندرت ممکن است مبتلا به آنتراکنوز شوند.در شیلی واریته Negra pais که حدود 90 درصد موستان ها را تشکیل می دهد در مقابل آنتراکنوز بسیار حساس است.سم پاشی علیه این بیماری در دو نوبت زمستان و بهار صورت می گیرد.در زمستان قبل از باز شدن جوانه ها با محلول سولفات مس(5کیلوگرم در صد لیتر آب) پایه های مو را سم پاشی می نمایند و سم پاشی بهاره پس از آنکه ساقه های جوان طولشان به 20-25 سانتیمتر رسید انجام می گیرد. سم پاشی هایی که معمولا ً علیه سایر بیماریهای مو انجام می شود,روی آنتراکنوز نیز موثر واقع می گردد.تعداد سم پاشی در بهار بستگی به شرایط جوی و شدت بیماری دارد.

 فصل هشتم:بیماری لکه زیتونی(سیاه)مو

عامل بیماری:

عامل بیماری لکه زیتونی برگ مو قارچی به نام :Asperisporium vitiphyllum=Stigmina esfandiari از شاخه قارچ های ناقص می باشد کنیدیوفورهای این قارچ چند سلولی بوده (حداقل دو سلولی) روی کنیدیوفورهایی که به شکل چندتایی از سطح فوقانی و تحتانی برگها خارج می گردند تشکیل می شوند. اسپورها بیضوی کشیده می باشند.

از بیماری هایی که بیشتر در موستانهای دیم است وقدرت پارازیتی زیادی را ندارند و گیاهانی که به نحوی دارای کمبود وتحت تاثیر استرس باشد بیشتر آلوده می شود.

این بیماری تاکنون از نواحی آذربایجان غربی و شرقی ,لرستان,قصرشیرین,دزفول,شهریار,کرج و قزوین گزارش شده است.این بیماری در گذشته خسارت چندانی نداشته,ولی اخیرا ً به علت شدت خسارات زیادی را وارد می آورد و گاهی جزء بیماریهای درجه اول مو محسوب می شود.

 علا ئم بیماری:

نشانه های عمده این بیماری ظهور لکه های نسبتا ً گرد و سیاه مایل به زیتونی در دو سطح برگ است که در سطح لکه ها رویش قارچ عامل بیماری به طور وضوح دیده می شود.قطر لکه ها 2-3 میلیمتر و با پیشرفت بیماری به تدریج وسعت پیدا می کند و پس از مدتی با به هم پیوستن آنها تمام سطح پهنک برگ از قارچ پوشیده شده و باعث خشک شدن برگ می شود.در اطراف لکه ها معمولا ً هاله ای شفاف به رنگ زیتونی مشاهده می گردد.بیماری منحصرا ً به برگ ها حمله می کند و ممکن است به ندرت سایر اندامها را نیز مبتلا نماید. لکه های گرد با حاشیه ای تقریبا" روشن به رنگ زیتونی؛  لکه اگر زیاد شوند باعث ریزش می شود

 مبارزه:

به محض ظهور اولین علائم بیماری می توان از سمومی نظیر زینب(Zineb) به نسبت 1-2 در هزار  همراه۵/۰ در هزار مویان و یا از سم کاپتان به نسبت ۵/۲ تا 3 در هزار استفاده نمود.و همچنین  مبارزه  خاصی با این بیماری انجام نمی شود اگر از نظر زراعی رسیدگی شود کافی است مبارز ه ای که بر علیه سفیدک انجام می گیرد می تواند همزمان این بیماری را کنترل کند.

دوستان نظریادتون نره

 

بیماری باکتری انگور

 سرطان ریشه وساقه موhttp://www.news.cornell.edu/stories/Oct05/Winans_plant_tumor.jpg

بیماری ترک خوردگی درخت موتاریخچه:

بیماری باکتریایی سرطان ریشه و طوقه و یا گال طوقه در دنیا ابتدا در سال 1853 میلادی در اروپا از روی مو گزارش شده است. در ایران نیز در اولین بار در سال 1337 از روی مو در ناحیه ارومیه جمع آوری گردیده است.مناطق انتشار این بیماری در ایران عبارتند از: قزوین، تاکستان، قم، آذربایجان، خراسان، اراک، بروجرد، ابهر، کرمانشاه، اصفهان، نائین، یاسوج، نجف آباد، شهرکرد و بروجن و احتمال دارد بیماری در سایر مناطق موکاری کشور نیز شیوع داشته باشد در حال حاضر این بیماری در مناطقی که آسیب یخبندان وجود دارد و گونه ی Vitis vinfera و هیبریدهای بین گونه ی آن کاشته می شوند، شیوع دارد و موجب خسارت می شود. شیوع بیماری در این مناطق احتمالا به این علت است که سرما و یخبندان باعث ایجاد زخم و ترک هایی ریز در تاک می شود که برای نفوذ باکتری عامل بیماری ضرورت دارد.

نشانه های بیماری:

بیماری ابتدا به صورت برجستگی هایی روی شاخه و ریشه به خصوص نزدیک به سطح خاک ظاهر می شود. در مراحل اولیه رشد، تومورها کم و بیش کروی بوده سفید یا گوشتی رنگ و نرم به نظر می رسد. در حین رشد در سطح غده هم فرو رفتگی هایی به وجود می آید و بعدا بافت خارجی گالها به علت فساد سلول های خارجی قهوه ای تیره و سیاه می شوند. برخی از غده ها اسفنجی بوده و ممکن است از گیاه جدا شوند. برخی دیگر چوبی و سخت بوده و قطرشان ممکن است تا حدود 30 سانتی متر برسد. تومورها بیشتر روی ریشه و ساقه نزدیک به سطح خاک تشکیل می شوند ولی گاهی روی شاخه های مو و سایر درختان در ارتفاع 150 سانتی متری روی دمبرگر و رگبرگ ها ظاهر می شوند.

عامل بیماری:

صلاحی اردکانی و همکاران (1379) از گال شیره گیاهی تاک های مبتلا به سرطان طوقه و خاک اطراف آنها Agrobacterium vitis و بیوار 1 A.Tumetaciens جدا و بیماری زایی چند سویه از باکتری و یک سویه از باکتری دوم را در تاک به اثبات رسانده اند. باکتری A.Visits  که عامل اصلی سرطان طوقه و شاخه تاک است هوازی اجباری، گرم منفی و دارای تاژک های پیرامونی است و به تیره Rhizobiaceae تعلق دارد.

 چرخه بیماری و اپیدمولوژی:

بارها گفته شده که بیشتر آلودگی های سرطانی طوقه و شاخه مو معلول باکتری ها اند که در خاک وجود داشته، از راه زخم وارد گیاه می گردند. دلایلی وجود دارد که تلقی خاک به عنوان منبع اولیه آلودگی درختان مو به بیماری سرطان طوقه و ریشه چندان معتبر و اطمینان بخشی نیست.قلمه یا اندام های آلوده دیگر که از آنها برای کشت و احداث تاکستان استفاده می گردد می توانند منابع دیگر آلودگی باشند.عامل بیماری داخل گال ها و تاک هایی که به طور سیستمیک آلوده باشند نیز زمستان گذرانی کرده در تاکستان باقی می ماند. باکتری در شیره تاک، در پینه و ریشه های قلمه های ریشه دار وجود دارد و قابل تشخیص است.گفته می شود که در فصل بهار وقتی شیره تاک به جریان می افتد و از انتهای شاخ های هرس شده چکه می کند، باکتریهای عامل بیماری نیز از ریشه به قسمت های هوایی درخت منتقل می گردد. وجود باکتری در ریشه ها و محیط اطراف آنها از این نظر اهمیت دارد که وقتی نهال های آلوده از زمین کنده و جا به جا می شوند، ریشه های آلوده و باکتری های باقیمانده در خاک، کانون آلودگی برای نهال های جدیدی به حساب می آیند که در آنجا کاشته می شوند.

مبارزه:

بیماری سرطان طوقه در بعضی از گیاهان میزبان با استفاده از مبارزه بیولوژیک و مصرف مواد شیمیایی ریشه کن کننده در بعضی از کشورها به خوبی کنترل شده است.

1_مبارزه بیولوژیک به کمک سویه k84 باکتری A.radiobacter انجام می شود. بدین ترتیب که گیاهان میزبان را به این باکتری آلوده کرده، آنها را در برابر ورود باکتری بیماری زا از راه زخم مقاوم می سازند. سویه k84 باکتری مذکور در گیاه تولید نوعی آنتی بیوتیک می نماید که مانع از ورود بعضی از  سویه های باکتری بیماری زا در گیاه می گردد. متاسفانه این آنتی بیوتیک نمی تواند از ورود بیووار3 A. Tumefaciens که سویه غالب بیماری زا  در مو است، ممانعت به عمل آورد.

2_از مصرف ماده شیمیایی ریشه کن کننده برای از بین بردن گال های تشکیل شده نتایج متفاوتی به دست آمده است. استفاده از مواد شیمیایی که صدمه سرمازدگی در تاکستان اتفاقی است و هر چند گاهی یکبار عارض می گردد. نتیجه مثبت داده، در جلوگیری از توسعه بیشتر گال های جوان موثر بوده است. ریشه کن کننده هایی مانند نفت سفید (Kerosene) در انهدام انساج گال موثرند در سال بعد ازکنارگال های تیمار شده، دوباره گال های جدید رشد می کنند.برای ضد عفونی ریشه و طوقه نهال ها، مشکوک می توان ریشه و طوقه نهال را قبل از کاشت در محلول 10 در هزار سرزان مرطوب که مقداری خاک نرم در آن ریخته می شود، فرو برد.در موقع هرس ضد عفونی قیچی، چاقو یا اره در محلول پرمنگنات پتاسیم به میزان حدود 30 گرم در 8 لیتر آب و یا هیوکلریت سدیم و یا محلول یک در هزار سوبلیمه موثر است. اگر ریشه نهال های درختان را بعد از بسته بندی به مدت یک ساعت در محلول 500-200 گرم سولفات مس در 100 لیتر آب فرو برده شود، در کنترل بیماری موثر خواهد بود.

3_ چون توسعه و پیشرفت سرطان طوقه، رابطه بسیار نزدیک با بروز صدمات سرمازدگی دارد. از این رو هر اقدامی که باعث کاهش خسارت سرمازدگی شود، در کنترل بیماری موثر است. در پاره ای از مناطق، درختان جوان مو را برای حفاظت از سرما در پاییز زیر خاک می کنند. انباشتن خاک در اطراف تنه تاک یکی از راه های جلوگیری مو از سرمازدگی است.

4_ اقدام دیگری که در نواحی شمال شرقی ایالات متحده آمریکا معمول است استفاده از تاک های چند تنه ای است. در این مناطق هر تاک از گونه Visit viniterai سه تا پنج تنه دارد و در مواردی که بعضی از آنها بر اثر یخبندان یا آلودگی به بیماری از بین بروند از بقیه استفاده می گردد. گرچه این روش منجر به حذف باکتری از تاکستان نمی گردد ولی علاوه بر ایجاد اطمینان در برداشت محصول بیماری را در حد قابل تحمل کنترل می کند.

5_ کاشت تاک های عاری از عوامل بیماری زا و سالم، یکی از راه های موثر کنترل بیماری در تاکستانهای جدید الاحداث به شمار می رود.

توصیه:

 انتخاب نهالهای سالم یکی ازبهترین روشهای کنترل بیماری است. ضدعفونی ابزار هرس وجلوگیری از زخمی شدن شاخ و برگ نیز توصیه می شود.

 منبع:

1_(بهداد .ابراهیم) .فیتوپاتولوژی وبیماری مهم گیاهی ایران.1385.عطرعطرات(اصفهان).800ص

بیماری پیرس انگور

عامل بیماری : xylella fastidiosa

 باکتری گرم منفی و کوچک میباشد .
دیواره ی سلولی در آن چند لایه و چین خورده است و رشته های فیبری خارج از سلولی دار باکتری در آوند چوب تکثیر میابد
حشره ی جنس سیکادلیده و سرکوپیده ناقل بیماری هستند.
حضور باکتری در آوند باعث ایجاد تایلوز شده که باعث کند شدن هدایت آب در گیاه میشود.

مبارزه:

1__بهترین راه استفاده از ارقام مقاوم است.
2- اقدامات قرنطینه ای

منبع:(نصرالله نژاد.س).عنوان:بیماری آفات باکتری وویروسی گیاهی1385.ناشر:فراغی.196ص

دوستان نظر یادتون نره

 

 

نماتدمهم انگور(ترجمه:سعید احمدی)

نماتدتاک

 نماتد:   

علائم آلودگی گیاهان به نماتود ممکن است در ریشه یا اندام های هوایی ظاهر شود . علائم ریشه ممکن است به صورت ایجاد غده ؛ ریش ریش شدن ریشه ؛ کلفتی و پوسیدگی ریشه  ( در صورتی که حمله نماتود همراه با یک پاتوژن باشد ) ظاهر می گردند .

 ظهور علائم آلودگی در ریشه غالبا" همراه با ظهور علائم غیر اختصاصی در اندام های هوایی است . اینعلائم عبارت است از کم شدن رشد ؛ زردی ؛ پژمردگی و کاهش محصول و نامر غوبی آن می باشد .از مهم ترین نماتود های انگور می توان به جنس Pratylenchus نماتود مولد زخم ونماتود مارپیچی

Helicotylechu   ؛ جنس Tylenchulus وجنس Xiphinema  نماتود خنجری انگور که عاملانتقال ویروس بادبزنی انگور می شود اشاره کرد .

نماتودها یک جزء طبیعی از rhizosphere ،است.که اکوسیستم آن شامل فضای اطراف و در درون سیستم ریشه گیاه وجوددارد.. این حیوانات اغلب میکروسکوپی هستند ، یکی از متنوع ترین گروه از موجودات زنده جهان به شمار میروند.، اشغال زیستگاه های مختلف از مناطق استوایی به ترانشه های عمیق دریا قطبی یخ است. نماتودها حیوانات چند سلولی متعددی بر روی زمین هستند. تقریبا 20000 گونه توصیف شده Nemata در(دانشگاه نبراسکا لینکلن ، 2010) وجود دارد.

گونه های نماتود (Nematode) که در داخل و اطراف گیاهان انگور تغذیه وجود دارد که بیش از حد کوچک است .علاوه بر vectoring بیماری ویروس های مهم (انگور Fanleaf ویروس ، به عنوان مثال) ، نماتد ها یکی از عوامل بسیاری است که باید در نظر گرفته شود در هنگام ارزیابی علت عملکرد ضعیف تاکستان. مانند دیگر آفات انگور و پاتوژن ها ، نماتد می تواند ارگانیسم های فرصت طلب در نظر گرفته شود.، با جمعیت مضر تبدیل شدن به تاسیس در اطراف تاک که تحت استرس هستند. این استرس ممکن است ناشی از شیوه های مدیریت ویا دیگر فشار بیولوژیکی باشد.


مهم ترین انگل نماتد انگور گره ریشه (Meloidogyne گونه) ، خنجر (اول انجمن Xiphinema) ، ضایعه (Pratylenchus vulnus) و حلقه (Criconemella xenoplax)است. گونه های متعدد دیگری انگلی هستند ، از جمله PIN و خنجر (Xiphinema americanum)نیز وجود دارد ، که باعث آسیب به ریشه و کاهش عملکردبیش ازحدآن میشود.

گره ریشه و نماتد ضایعه endoparasites : آنها حمله به ریشه ها و زندگی در داخل بافت ریشه ، در نتیجه برهم زدن آب و مواد غذایی و انجام قطع را از ریشه می کند.. حلقه و خنجر نماتد چرخه زندگی مشابه به جز آنها غذا تنها در سطح ریشه (ectoparasites) از طریق خنجر اپیدرمال نافذ و باعث اختلال تنها جزئی به ساختار داخلی از ریشه میشود.
حلقه (Criconemella xenoplax)

نماتد حلقه ممکن است باعث آسیب قابل توجهی به تاک و اغلب در خاک رس شنی و یا جریمه در بر داشت شود. جمعیت اغلب در خاک به ورود و خروج آب به طور موقت یا دوره ای میانجامد.. این گونه ها ساده ترین راه برای تشخیص پس از باران یا آبیاری و مسئول آسیب به ریشه قابل توجه و مرتبط با قدرت و کاهش عملکرد است.

تشخیص نماتودها در تاکستان

بهتر است به نماتد آزمایش قبل از کاشت و کاشت مجدد و هنگامی که تاکستان عوامل کاهش رشد را نشان می دهد انجام داد.

1. جمع آوری خاک (درست به بافت های ریشه) از زیر امیتر آبیاری از تاک های متعددی در منطقه آسیب دیده است. نمونه ها باید از عمق 10 تا 25 اینچ جمع آوری شده ، اما باید از منطقه است که به طور فعال در حال رشد راهنمایی ریشه. مخلوط خاک با یکدیگر و ارائه یک نمونه از یک منطقه تعریف شده در یک کیسه نیم گالن های پلاستیکی.

2. اجتناب از جمع آوری نمونه از تاک به شدت تحت تاثیر آن را به عنوان احتمال وجود دارد که جمعیت نماتد هستند رو به کاهش است.

3. به یاد داشته باشید که عبارتند از نمونه های کنترل از تاک مجاور در مناطق هستند که به ظاهر کاهش نشان میدهند.

4. بهترین زمان برای نمونه گیری پس از باران یا آبیاری است.. با این حال ، در عمل ، تاکها را می توان نمونه طول سال در صورت لزوم و آن را به مراتب آسان تر است برای جمع آوری نمونه ها از زمین مرطوب بهتراست. هنگام گرفتن نمونه ها به صورت سالیانه همزان آن ها رو انجام داد..

5. ارسال نمونه ها برای تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه توصیه می شود. آزمایشگاه گزارش فقره گونه نماتود به ازای هر واحد حجم یا وزن خاک را فراهم کند و باید به روش استخراج آنها را منزوی توجه داشته باشید. چهار آزمایشگاه قابل اعتماد هستند در نوار جانبی 1 اشاره کرد.

تعدادی از درمان های شیمیایی کنترل نماتد توسط دانشگاه کالیفرنیا دستورالعمل های IPM برای مدیریت انگور توصیه می شود. این خدمات عبارتند از درمان های preplant زیر :

1. DiTERA. این یکی از محیط زیست ترین رویکردهای صدا به کنترل نماتد در قبل از گیاه یا replant موقعیت تاکستان است. DiTERA بیولوژیک ، که در عمل به طور موثر در برابر نماتد ectoparasite (که غذا را در سطح ریشه ریشه را وارد کنید)عمل میکند برای مثال ، گونه حلقه است. DiTERA مخلوط بافت انگلی قارچی که به طور طبیعی کنترل بعضی از گونه های نماتود (Nematode)که کشته شده است راانجام میده. این مواد در حد متوسط ​​موثر ، و فعالیت خود را با نوع خاک و شرایط را تحت تاثیر خودش قرار داده است.به پایان میرساند

2. برمید متیل. این بسیار سمی و مضر برای محیط زیست است.

3. سدیم Metam. این بسیار سمی و مضر برای محیط زیست است.

4. tetrathiocarbonate سدیم (ENZONE). این ترکیب سمی است و کشته شدن بسیاری از میکروارگانیسم های خاک مفید است. Enzone می توانند به کار به خوبی در خاک های شنی نماتد ectoparasitic ، اما همان نماتد در خاک با درصد رس بیشتر کنترل نیست.

5. 1،3 Dichloropropene (TELONE II). این بسیار سمی و مضر برای محیط زیست است.


I PM درمان توصیه میکند برای نماتد در تاکستان های موجود عبارتند از


1. Fenamiphos (NEMACUR 3)

2. tetrathiocarbonate سدیم (ENZONE)

3. DiTERA


نتیجه

اگر چه گونه های نماتود (Nematode) به شک باعث صدمه و از دست دادن قابل توجه عملکرد در تمام مناطق انگور تولید تجاری در کالیفرنیا میشود ، در واقع هیچ منابع کامل و یا به روز اطلاعاتی در مورد زیست شناسی ، کنترل و تاثیر آنها وجود ندارد. این که در بخش زیادی به دلیل بی شمار خاک ، آب و هوا و عوامل جاندار که تحت تاثیر قرار grapevines و مشکل در انجام کنترل ، آزمایش های تکرار در مناطق مهم viticultural است. روشن است ، با این حال ، که برای آینده قابل پیش بینی ، سنتی و به تازگی منتشر شده نماتد مقاوم به ساقه باقی خواهد ماند گامی مهم از استراتژی های ما را به مبارزه با این انگل است. همچنین آشکار است که روش های پایدار و یکپارچه باید ابداع شوتااجازه دهد تا بهره برداری بهتری از خواص پاکسازی طبیعی خاک سالم برای مبارزه با آفات انجام شود. که همراه با کشاورزی فشرده شده باشد.

نماتد                                       Tylenchulus  

در این نماتود علائم روی ریشه ها است و به روی اندام هوایی به طور غیر مستقیم ظاهر می شود . روی ریشه ها بخصوص ریشه های فرعی مقداری خاک چسبیده و ضخیم تر به نظر می رسد زیرا قسمتی از عامل بیماری زا در داخل گیاه و قسمتی از آن در خارج از گیاه است و چون نماتود از خود تراوشاتی را به بیرون می دهد چسبنده است مقداری خاک روی آن چسبیده . ریشه ضخیم به نظز می رسد . 

مبارزه  

غرقاب کردن زمین؛ استفاده از یخ آب؛ ضدعفونی زمین با متیل بروماید ؛ استفاده از ترکیبات نماتود کش کاشت گیاه در زمین های عاری از آلودگی و عدم انتقال خاک یا نهال آلوده به باغ از راههای مبارزه بااین نماتود می باشد .

منبع:

ترجمه مقاله :سعید احمدی

۱_مدیریت آفات انگور، چاپ دوم. سال 1992. نماتودها، صفحات 279-293. دانشگاه کالیفرنیا، DANR

2_ واکر، G.E. و استرلینگ، G.R. 2008. نماتد های انگل گیاهی در استرالیا: آفات کلیدی، شیوه مدیریت فعلی و فرصت ها برای پیشرفتهای آینده. استرالیا بیماری شناسی گیاهی، جلد. 37 ، صص 268-278.

 

3_ Westerdahl، B.B. 1998. نماتودها .ص 113-125. در جلد برداشت در تاکستان. دانشگاه کالیفرنیا، DANR

 دوستان نظریادتون نره

نوشتن مطلب بدون ذکر منبع مساوی با(خودمونی بگم):نامردی:است

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 
  • موکب
  • فود تک